صفحه اصلیابزارهای مدیریت (3)ابزارهای تغییر اجتماعی (3-4)

ابزارهای تغییر اجتماعی (3-4)


تغییر راه و رسم‌های مرتبط با آب برای تحقق یکپارچه‌نگری، مستلزم تغییر نگرش‌های ریشه‌دار افراد، نهادها، دست‌اندرکاران و سازمان‌های اجتماعی جامعه مدنی است. ابزارهای تغییر اجتماعی، خنثی نیستند؛ تغییر مثبت یک فرد غالباً از دید دیگران، مخرب انگاشته می‌شود. بنابراین، طرح این پرسش مهم است که «تغییر از چه چیزی به چه چیزی؟» و نیز، «تغییرات چگونه می‌توانند پدید آیند؟». کلید تشویق جامعه مدنی به توجه به مسائل آب، خلق چشم‌اندازهای مشترک از طریق تشخیص مشترک، خلق مشترک گزینه‌ها، پیاده‌سازی مشترک و پایش مشترک است. این کار به مشارکت گسترده گروداران در تصمیمات برنامه‌ریزی و بهره‌برداری نیاز دارد، و ابزار نیرومند دیگری برای تشویق جامعه به جهت‌گیری‌های جدید به شمار می‌آید.

رویکردهای مشارکتی در نگرش یکپارچه، ابزارهای نیرومندی برای تغییر اجتماعی به شمار می‌روند. در تمامی سطوح- ملی، منطقه‌ای و محلی- غالباً باید محروم‌ترین گروه‌های اجتماعی در فرایندهای مشارکتی دخیل باشند. با این همه، باید به یاد داشت که مشارکت، هزینه‌بر و زمان‌بر است و ممکن است سرمایه‌گذاری‌های مهم را به تعویق بیندازد. مشارکت، به معنای رفع تعارض منافع نیست، هر چند می‌تواند مسائل واقعی را شفاف و راه را برای حل تعارض هموار نماید (3-5). مهم‌تر از همه، اگر این ساز و کارها یا محمل‌ها تحت کنترل گروه‌های متمول، شعارزده‌ یا تنگ‌نظر باشد، مشارکت می‌تواند اقشار فقیر یا آسیب‌پذیر را بیشتر به حاشیه براند.

تغییر اجتماعی می‌تواند از طریق ابزارهایی که از تجارب مشارکتی نشأت می‌گیرند حاصل آید و فرصت‌ ابراز حقوق و نیز پذیرفتن مسئولیت‌های تابعه را برای افراد فراهم می‌آورد. تجربه‌های مشارکتی، فرصت ابراز حقوق و مطالبه انتخاب و عمل به مسئولیت‌ها را برای افراد مهیا می‌کند. مشارکت باید به دست افرادی با نگرش‌های عمیق پشتیبانی شود. این قبیل افراد می‌توانند در برابر ضرورت تغییر الگوهای مدیریت آب واکنش نشان دهند. بنابراین، آموزش و افزایش آگاهی ابزارهای مهمی برای تغییر اجتماعی به شمار می‌روند.

قسمت 3-4-1، بر روی نقش دوره‌های آموزشی در ایجاد دانش آب برای تغییر اجتماعی تمرکز دارد. در قسمت 3-4-2 فنون برای ارتباط بهتر با گروداران توصیف می‌شود. سطح آگاهی نیز به خودی خود مهم است، به بیانی دیگر، عدم تقارن آگاهی. مواقعی که یک گروه نسبت به سایر گروه‌ها آگاهی بیشتری از مسائل و داده‌ها دارد، بی‌اعتمادی میان گروه‌ها پدید می‌آید. دانش می‌تواند گروه‌ها را توانمند کرده و حکمرانی مطلوب را تقویت نماید (3-4-3).  

بازگشت به بالا