صفحه اصلیابزارهای مدیریت (3)برنامه‌های یکپارچه‌نگری- ترکیب گزینه‌های توسعه، بهره‌برداری از منبع و برهم‌کنش انسانی (3-2)

برنامه‌های یکپارچه‌نگری- ترکیب گزینه‌های توسعه، بهره‌برداری از منبع و برهم‌کنش انسانی (3-2)

متمایز با برنامه‌های جامع که تجویزی و انعطاف‌ناپذیرند، فرایند برنامه‌ریزی یکپارچه‌گرا، رویکرد منعطف‌تر و پویاتری به برنامه‌ریزی توسعه و مدیریت منابع آب دارد. برنامه‌ریزی، کل فعالیت‌های درون سیستم را بازتاب می‌دهد، اعم از اینکه حوضه آبریز یا زیرحوضه باشد، و برای نمونه، کشاورزی، جنگل‌داری، معدنکاری و سایر کاربری‌های اراضی را شامل می‌شود. فرایند برنامه‌ریزی نقش ویژه‌ای در تقویت حکمرانی خوب در چارچوب استراتژیک مدیریت آب در قالب اهداف نهایی، سیاست‌ها و اقدامات برنامه‌ریزی‌شده برای تحقق اهداف نهایی به عهده دارد.

برنامه‌های ملی یکپارچه‌نگری، اقدامات لازم را برای تدوین یک چارچوب اثربخش شامل سیاست‌ها، قوانین، ساختارهای تأمین مالی، نهادهای توانمند با نقش‌های روشن تعریف‌شده و مجموعه‌ای از ابزارهای مدیریت در بر می‌گیرد. هدف چنین چارچوبی، قاعده‌مندسازی اثربخش مصرف، حفاظت منابع آب، متوازن‌کردن الزامات توسعه اقتصادی و نیاز به حفظ و تداوم حیات اکوسیستم‌ها است. در این کار، تأکید بر فرایند تعیین اولویت‌ها و اقدامات در راستای مدیریت یکپارچه منابع آب است. اولویت‌ها شامل حفاظت اکوسیستم خواهد بود.

بسیار مهم است که ماهیت دینامیک فرایند برنامه‌ریزی شناخته شود، چون بخش مهمی از ارزش آن در انعطاف‌پذیری آن قرار دارد. برنامه‌ها باید پیوسته پایش و برای احتساب روندهای جدید توسعه تعدیل شوند. تنها یک رویکرد انعطاف‌پذیر و غیر تجویزی، چنین تغییراتی را امکان‌پذیر خواهد کرد. غالباً حد جغرافیایی برنامه‌های مدیریت آب حوضه آبریز رودخانه یا دریاچه است (3-2-2)، ولی باید به اثرات میان‌حوضه‌ای و نیز تأثیر بر دیگر محیط‌های زیست‌محیطی، ارتباط میان رودخانه‌ها و آب‌های ساحلی (3-2-4) و آب زیرزمینی و سطحی (3-2-3) نیز توجه داشت. برنامه‌های خوب شامل ارزیابی اجتماعی، زیست‌محیطی و اقتصادی است (ابزارهای 3-9-2، 3-9-3 و 3-9-4).

فرایند برنامه‌ریزی نه تنها باید گزینه‌های توسعه در داخل بخش آب، بلکه سناریوهای توسعه و روابط میان دیگر بخش‌هایی را که ممکن است بر منابع آب تأثیر بگذارند (برای نمونه تقاضای آب یا کیفیت آب) به حساب آورد. به عکس، پیامدهای تصمیمات مدیریت آب در سایر بخش‌های اقتصادی (برای نمونه گردشگری یا سلامت) باید بخشی از تحلیل‌های صورت‌گرفته در طول فرایند برنامه‌ریزی باشد. مهم است که فرایند برنامه‌ریزی شامل تحلیل ریسک‌ها (نوسانات اقلیمی، و نیز اقتصادی، سیاسی و سایر ریسک‌ها) باشد و به اقدامات لازم و کافی برای کاهش یا مدیریت ریسک‌ها بپردازد (3-2-5). برنامه‌ها باید مخاطرات بالقوه و آسیب‌پذیری مردم و اکوسیستم‌ها را در برابر رویدادهای حدی به حساب آورد. برنامه‌ریزی باید به نشانگرها و اهداف کمّی نیز ارتباط داده شوند.

مسئولیت فرایند برنامه‌ریزی بر عهده مراجع و دستگاه‌های ملی، مراجع منطقه‌ای یا سازمان‌های حوضه آبریز خواهد بود. مراجع مسئول باید فرایند برنامه‌ریزی را به گونه‌ای طراحی کنند که مشارکت تمام طرف‌های تأثیرپذیرفته، شامل بخش خصوصی، جامعه محلی و ذینفعان به حاشیه رانده‌شده را امکان‌پذیر سازد (همچنین نگاه کنیدبه 2-2-1).

بازگشت به بالا