سیاست‌ها- تعیین هدف‌های کلان مصرف و حفاظت آب (1-1)

آب مسئله محوری توسعه به شمار می‌آید؛ چرا که تقریباً بر هر فعالیتی که در اقتصاد و جامعه صورت می‌گیرد، از جمله مهاجرت، کاربری اراضی و رشد سکونت‌گاه‌ها و تغییرات در فعالیت صنعتی تأثیر می‌گذارد. در نتیجه، تحولاتی که لزوماً به بخش آب ارتباط نمی‌یابند- برای نمونه، سیاست‌های ملی انرژی و غذا- همواره پیوند نزدیکی با آب دارند. تعیین هدف‌های کلان درباره مصرف و حفاظت باید مبتنی بر سیاست‌هایی باشد که این قبیل روابط درونی گوناگون را به حساب می‌آورند.

 به نسبتی که فشار بر منابع آب افزایش می‌یابد، دولت‌ها باید آب را به خاطر خود منبع مدیریت کنند. سیاست‌ها، چارچوبی هستند که مطابق آن، منابع آب مدیریت می‌شوند و  رویکرد یکپارچه به منابع آب در این چارچوب شکل می‌گیرد. سیاست منابع آب برای یکپارچه‌بودن، باید با سیاست کلان اقتصاد ملی و سیاست‌های بخشی ذیربط سازگار باشد. یکپارچه‌نگری همچنین بدین معنا است که مسائل آب در تمام بخش‌های اقتصادی و اجتماعی، وقتی استفاده یا اثرگذاری بر آن مطرح است، باید به حساب آورده شوند.

از آنجا که مصرف‌کنندگان مختلف آب در حال رقابت هستند، و فشار بر منابع هم از نظر کمّی و هم کیفی در حال افزایش است، مشارکت حداکثری ذینفعان و مراجع مختلف در مدیریت منابع آب بسیار اهمیت دارد. تنها بدین شیوه است که نظام‌های حکمرانی آب می‌توانند به سیاست‌هایی منجر شوند که هم از نظر اجتماعی و هم اقتصادی مفید واقع شود. همزمان، سیاست‌گذاران باید از دغدغه‌های زیست‌محیطی آگاه باشند- شیوه‌هایی که سیاست‌های آب ممکن است بر محیط زیست و بالعکس تأثیر داشته باشد- و آنها را به شکل مناسب مورد توجه قرار دهند.

طراحی سیاست، اصلی‌ترین نقش‌ دولت به شمار می‌آید. دولت با سیاست‌گذاری می‌تواند حدود فعالیت‌های مستقیم و غیر مستقیم تمام ذینفعان، از جمله خود دولت را تعیین کند. دولت می‌تواند تأمین‌کننده مستقیم باشد، یا فعالیت سایر تأمین‌کنندگان را قاعده‌مند و پشتیبانی کند. سیاست‌های مناسب می‌تواند به توسعه مشارکت‌مدار، تقاضامحور و پایدار کمک کند. سیاست‌هایی که به یکپارچه‌نگری میدان می‌دهند، به هدف‌های گسترده‌تر اقتصادی و اجتماعی کشور که هدف‌های کلان توسعه جامعه را تشکیل می‌دهند توجه دارند. سیاست‌ها به تدوین قوانین، قواعد و مقررات (1-2) طراحی‌شده برای تحقق هدف‌های کلان سیاست‌ها منجر می‌شود.

سیاست‌های مناسب می‌تواند به مسائل هم‌مرتبط و پیچیده در رویکرد یکپارچه‌ بپردازد، از جمله:

  • بررسی ارزش‌های زیست‌محیطی، اقتصادی و اجتماعی آب؛
  • تعیین مسئولیت‌ها برای کنشگران گوناگون دولتی و خصوصی از جمله سازمان‌های حوضه آبریز؛
  • به رسمیت‌شناختن نقش زنان به عنوان مصرف‌کنندگان و مدیران منابع آب؛
  • احتساب پایداری و مسائل زیست‌محیطی در برنامه‌ریزی، طراحی، ساخت، بهره‌برداری و مدیریت پروژه‌های مهم آبی؛
  • بررسی تأثیر اجتماعی توسعه منابع آب؛
  • ترمیم و حفاظت کیفیت آب‌های سطحی و زیرزمینی؛
  • اعمال استراتژی‌های انعطاف‌پذیر مدیریت سیل و خشکسالی؛
  • الزامی‌کردن تأمین داده‌های سهل‌الوصول، دقیق و بهنگام درباره منابع آب و نیازها؛
  • مرتبط‌ساختن سیاست‌های آب با دیگر سیاست‌های بخشی؛
  • برآورد هزینه‌ سیاست‌ها و شناسایی راه‌های تأمین مالی آنها.
بازگشت به بالا