تهران ، ولیعصر
021-987654

سیاست‌های تغییر اقلیم

خلاصه

سیاست‌های تغییر اقلیم، بیانگر تدابیر لازم برای سازگاری و کاهش اثرات در راستای تاب‌آورسازی در برابر اقلیم است. سیاست‌های اقلیمی به شکل فزاینده‌ای اهمیت آب را از زاویه سازگاری با تغییرات اقلیم و همچنین از زاویه کاهش اثرات به رسمیت می‌شناسند. این ابزار از پیوندها میان آب و اقلیم سخن می‌گوید، نمونه‌هایی از ساز و کارهای سازگاری و کاهش‌دهنده اثرات را که می‌توان به کار برد معرفی می‌کند، و اجزای کلیدی سیاست اثربخش اقلیمی را برمی‌شمارد.

اثرات تغییر اقلیم در محیط آبی تقویت خواهد شد، و در نتیجه، پیامدهای عمیقی برای مدیریت منابع آب شیرین و گونه‌هایی که به این منابع متکی هستند خواهد داشت. در این باره اتفاق نظر وجود دارد که این اثرات، به شکل نوسان مکانی- زمانی آب در دسترس، پدیدار خواهد شد، و بدین ترتیب سبب اختلال در چرخه‌های هیدرولوژیکی در سراسر جهان می‌شود. پیش‌بینی می‌شود که چند درجه تغییر دما به طور مستقیم، با افزایش فراوانی و شدت رویداد سیل‌ها و خشکسالی‌ها (رویدادهای حدی)، در کنار تغییرات بلندمدت در رژیم‌های جریان، بر محیط آبی تأثیر خواهد گذاشت.

تغییرات اقلیم نه تنها بر آب در دسترس، تأثیر منفی می‌گذارد، بلکه بر کیفیت آن نیز تأثیرگذار است، در نتیجه، پیامدهایی هم برای امنیت آب و هم برای بهداشت خواهد داشت. اثرات تغییر اقلیم، نامتوازن است؛ در یک سو برندگان و در سوی دیگر، بازندگان را پدید می‌آورد (در جوامع محلی/ بخش‌ها/ ملت‌ها)- کشورهای جزیره‌ای کوچک به ویژه در معرض خطر قرار دارند.

آب، هم یک منبع محیط‌زیستی و هم پشتیبانی‌کننده فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی است، از این رو برای توسعه پایدار اهمیت بنیادی دارد. با این همه، مسائل آب غالباً در بخش‌های جداگانه مورد توجه قرار می‌گیرد. بنابراین، مسئولیت‌های آب، جدا از هم بوده و بر عهده نهادهای گوناگون قرار گرفته است، و غالباً هماهنگی کمی میان آنها وجود دارد. در نتیجه، نقش و جایگاه آب در اهداف نهایی و گسترده‌تر توسعه در سطح سیاسی، خارج از بخش آب به خوبی درک نمی‌شود.

بنابراین، پیوند بهتر آب با اولویت‌های ملی توسعه و ترسیم سیاست‌هایی برای شناسایی تأثیر آنها بر استفاده و مدیریت آب ضرورت دارد. وقتی این پیوندها و هم‌افزایی‌ها، برای نمونه همبستگی آب- انرژی- غذا (ابزار 3-1-9) ‌شناخته شد، سیاست‌های منابع آب، بهتر می‌تواند با سیاست‌ها و چارچوب‌های گسترده‌تر توسعه یکپارچه شود.

برای مقابله با افزایش تنش آبی، سیاست‌های ملی باید رویکرد یکپارچه به تغییر اقلیم داشته باشند تا پیوندها میان مدیریت آب و تغییر اقلیم را شامل شوند. در این زمینه، برهم‌کنش میان آب و تغییر اقلیم باید دو روی یک سکه دیده شود، چرا که مؤلفه‌هایی مانند سرمایه‌گذاری آب (ابزار 4-2-6)، از جنبه های مهم کاهش اثرات و سازگاری به شمار می‌آید.

این روابط مستلزم تصمیم‌گیری درباره تخصیص منابع آب میان آب‌بران رقیب، از جمله فعالیت‌های کاهش اثرات تغییر اقلیم- رسیدگی به پیشران‌های تغییر اقلیم و سازگاری- و در نظرگرفتن تدابیر لازم برای تعدیل با این دست تغییرات. بنابراین، سیاست‌های تغییر اقلیم، بیانگر سازگاری و کاهش اثرات است و هدف‌های نهایی، اصول، ساز و کارها، تکنولوژی، مدیریت دانش و غیره را برای تاب‌آورسازی در برابر اقلیم مشخص می‌کند.

سیاست‌ها، توسعه پایدار را در بافتار ملی، مشخص و تعریف می‌‌کنند و بر موضوعات محوری و هدف‌های استراتژیک در بخش‌های مختلف تأکید می‌کنند. از آنجایی که مهلت یا تاریخ پایان را برای برنامه یا هدف خاص تعیین نمی‌کنند، سیاست‌‌ها بهتر می‌توانند در آزمون زمان دوام بیاورند.

آب قویاً بر توانایی کشورها برای سازگاری با اثرات تغییر اقلیم تأثیر می‌گذارد. بنابراین می‌توان گفت که آب، تمرکز سازگاری با اقلیم، و انرژی تمرکز کاهش اثرات اقلیم است. بسیاری از کشورهای در حال توسعه، همسو با سیاست تغییر اقلیم خود، برنامه‌های ملی سازگاری را تهیه کرده‌اند (ابزار 1-3-8).

هدف برنامه‌های ملی سازگاری، رسیدگی و گسترش بیشتر پیوندهای اساسی میان آب و سازگاری با تغییر اقلیم است، و بدین ترتیب نشان می‌دهد که چگونه می‌توان سیاست‌های تغییر اقلیم را در مقیاس ملی اجرا کرد. برنامه ملی سازگاری، نیازهای سازگاری را در کوتاه مدت و بلندمدت شناسایی کرده و استراتژی‌ها/ طرح‌ها را برای پرداختن به این نیازها- مانند برنامه‌ریزی سیل و خشکسالی، سازگاری در بخش کشاورزی، مدیریت مناطق ساحلی و از این دست، طراحی و پیاده می‌کند (ابزار 1-3).

برنامه‌های ملی سازگاری با تأکید بر نقاط ورود، اهداف کمّی مشخص (یا هدف‌های کمّی هر بخش) و تاریخ پایان آنها، و روش‌های لازم برای دستیابی به این اهداف، به کشورها در سازگاری با تغییر اقلیم کمک می‌کنند. در کشورهای کمتر توسعه‌یافته نیز برنامه‌های عملیاتی ملی سازگاری می‌تواند تهیه شود.

استفاده از منابع آب برای تدابیر کاهش‌دهنده اثرات، ا گرچه کمتر رایج است، اما می‌تواند بر انتشار کربن تأثیر بگذارد، در حالی که همین فعالیت‌ها می‌توانند بر منابع آب در دسترس تأثیر بگذارند. در کشورهای توسعه‌یافته که تولیدکنندگان اصلی گازهای گلخانه‌ای هستند، استراتژی‌های کاهش اثرات تغییر اقلیم، عنصر اساسی سیاست‌های ملی توسعه و سیاست‌های تغییر اقلیم به شمار می‌آید.

بدین شیوه بسیاری از کشورها بر تأثیر خود بر انتشار جهانی گازهای گلخانه‌ای تمرکز می‌کنند و با فراهم‌ساختن اطلاعات درباره تعهدات ملی خود (NDCs)، مشارکت خود را در مقابله با تغییر اقلیم نشان می‌دهند. تعهدات ملی، تعهدات داوطلبانه کشورها برای کاهش انتشار سالانه کربن است و بخش‌هایی را که می‌توان در آنها تدابیر کاهش اثرات را به کار گرفت مشخص می‌کند.

این تعهدات به جنبه‌های مهم آب برای کاهش اثرات اقلیم نیز می‌پردازند، مانند سرمایه‌گذاری‌های آب در حفاظت آبخیز برای کمک به کاهش توده سیلت که به نوبه خود سبب کاهش گرمایش می‌شود، یا سرمایه‌گذاری در احیای تالاب/ حرا که می‌تواند به جذب کربن و حفاظت در برابر سیل کمک کند.

  • مرتبط‌ساختن آب با سازگاری و کاهش اثرات: اذعان به اینکه آب (برای نمونه، توسعه و مدیریت زیرساخت آب)، هم عامل توانمندساز و هم عامل محدودساز برای تدابیر موفق سازگاری با اقلیم و کاهش اثرات آن است. تلاش برای تقویت و هماهنگ‌سازی استراتژی‌های مدیریت سیل و خشکسالی (برای نمونه، برنامه‌های ملی سازگاری) و استراتژی‌های کاهش انتشار کربن (برای نمونه، تعهدات ملی).
  • چشم‌انداز بلندمدت: تقویت رویکردهای مبتنی بر ریسک که راه‌حل‌های تطبیقی، ​​و «بدون پشیمانی» را در درازمدت به دست می‌دهند. پشتیبانی از دولت دغدغه‌مند نسبت به اقلیم و برنامه‌ریزی توسعه، برای دوری‌جستن مسیر «ادامه وضع موجود» برای پی‌ریزی آینده‌ای پایدارتر. اولویت‌دادن به تغییرات حداقلی به جای تغییرات اساسی در مسیرهای توسعه.
  • منافع چندگانه: سیاست‌های تغییر اقلیم باید با رعایت اصول یکپارچه‌نگری، تلاش کنند برابری اجتماعی، کارآیی اقتصادی، و پایداری زیست‌محیطی را محقق سازند. لازم است به شناسایی اقداماتی که می‌توانند منافع چندگانه مانند افزایش آبیاری یا کارآیی انرژی داشته باشند توجه ویژه شود.
  • بازسازی اکوسیستم: شامل حفاظت آب در همه برنامه‌ها و فعالیت‌های مربوط به تغییر اقلیم، از جمله برنامه‌های ملی و منطقه‌ای توسعه، با تمرکز بر حفاظت و بازسازی تالاب‌ها و آبخوان‌ها. تاب‌آورسازی بلندمدت با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های طبیعی مقاوم در برابر اقلیم، برای نمونه، رویکردهای مبتنی بر اکوسیستم (ابزار 4-3-3).
  • مشارکت: پشتیبانی از مشارکت فعال و مستمر ذینفعان، از جمله سازمان‌های محلی، منطقه‌ای، ملی و بین‌المللی، بخش‌های عمومی و خصوصی، و جامعه مدنی (از جمله جوانان و جوامع محلی آسیب‌پذیر) (ابزارهای 2-5؛ ابزارهای 3-5).
  • برقراری توازن میان تدابیر نرم‌افزاری و سخت‌افزاری: اولویت‌بندی و برقراری توازن میان تدابیر «نرم‌افزاری» یعنی نهادها، منابع انسانی و تدابیر «سخت‌افزاری» یعنی زیرساخت‌‌ها. این انتخاب و توازن میان رویکردهای «سخت‌افزاری» و «نرم‌افزاری» در استراتژی سازگاری، به شدت تحت تأثیر وضعیت مالی کشور است.
  • چندبخشی: در نظرگرفتن جنبه‌های چندبخشی استفاده، حفاظت و صرفه‌جویی آب، و در نتیجه آگاهی از تعارضات بالقوه بر سر منابع آب در دسترس میان استفاده‌کنندگان (برای نمونه، برای سازگاری و کاهش اثرات). این کار را می‌توان با پی‌ریزی نظام‌ها و توافقات تخصیص انعطاف‌پذیر مدیریت کرد.
  • چندسطحی: طراحی چارچوب‌ها در همه سطوح، از پروژه‌های کوچک‌مقیاس گرفته تا حوضه‌های آبریز فرامرزی، از جمله حوضه‌هایی که از مرزهای اداری عبور می‌کنند.

بعدی

جنسیت و سیاست‌های آب

قبلی

سیاست‌های مرتبط با منابع آب

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمتهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *