تهران ، ولیعصر
021-987654

سیاست‌های مرتبط با منابع آب

خلاصه

آب تقریباً در همه بخش‌های جامعه، نقش اساسی دارد و بنابراین در شماری از سیاست‌های بخشی، از جمله سیاست‌های مربوط به کشاورزی، حمل‌ و نقل، مدیریت اراضی، و صنعت بازتاب یافته است. این ابزار، از ضرورت در پیش‌گرفتن سیاست یکپارچه درباره آب سخن می‌گوید. بدین منظور، راه‌هایی برای تقویت مؤلفه مدیریت آب در سیاست‌ بخش‌های دیگر و برجسته‌تر ساختن آب، به ‌ویژه در سیاست‌ها و برنامه‌های ملی توسعه پیشنهاد می‌شود.

مسائل مدیریت آب معمولاً در سیاست منابع آب مورد توجه قرار می‌گیرد. با این همه، سیاست‌ها، طرح‌ها و برنامه‌های غیر اختصاصی آب (در مقیاس بین‌المللی، ملی، منطقه‌ای یا محلی) نیز مستقیم یا غیر مستقیم بر منابع آب تأثیر می‌گذارد. برای نمونه، سیاست‌های کاربری اراضی (به ویژه در سطح محلی)، حفاظت از محیط‌زیست، توسعه اقتصادی (در بخش‌های انرژی، کشاورزی، توسعه صنعتی)، حمل و نقل و کشتی‌رانی، و تجارت. بسیاری از این سیاست‌ها بر مسائل مربوط به توسعه متمرکز شده و مسائل مربوط به آب را نادیده می‌گیرند.

آب، هم یک منبع محیط‌زیستی و هم پشتیبانی‌کننده فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی است، از این رو برای توسعه پایدار اهمیت بنیادی دارد. با این همه، مسائل آب غالباً در بخش‌های جداگانه مورد توجه قرار می‌گیرد. بنابراین، مسئولیت‌های آب، جدا از هم بوده و بر عهده نهادهای گوناگون قرار گرفته است، و غالباً هماهنگی کمی میان آنها وجود دارد. در نتیجه، نقش و جایگاه آب در اهداف نهایی و گسترده‌تر توسعه در سطح سیاسی، خارج از بخش آب به خوبی درک نمی‌شود.

بنابراین، پیوند بهتر آب با اولویت‌های ملی توسعه و ترسیم سیاست‌هایی برای شناسایی تأثیر آنها بر استفاده و مدیریت آب ضرورت دارد. وقتی این پیوندها و هم‌افزایی‌ها، برای نمونه همبستگی آب- انرژی- غذا (ابزار 3-1-9) ‌شناخته شد، سیاست‌های منابع آب، بهتر می‌تواند با سیاست‌ها و چارچوب‌های گسترده‌تر توسعه یکپارچه شود.

به کارگیری فرایندهایی برای دستیابی به سیاست یکپارچه (برای نمونه، کمک به درک و همکاری میان‌بخشی) با بخش‌های غیر آب می‌تواند چالش‌برانگیز و زمان‌بر باشد. نگرش سیاسی و منافع بسیار متفاوت نیز آن را تشدید می‌کند. بنابراین چندین ابزار و ساز و کار وجود دارد که می‌تواند برای هماهنگ‌سازی سیاست‌ها و اطمینان از یکپارچگی موفقیت‌آمیز آب با فرایندهای برنامه‌ریزی توسعه به کار گرفته شود.

یکی از ساز و کارهایی که اهمیت ویژه‌ای دارد، پی‌ریزی ترتیبات نهادی نیرومند مانند نهادهای هماهنگ‌سازی میان وزارتخانه‌ها است. این نهاد، مسئول هماهنگی امور منابع آب در بخش‌های آب و غیر آب را بر عهده دارد. برای نمونه می‌توان نهادهای عالی، سازمان‌های حوضه، سازمان‌های حوضه فرامرزی، سازمان‌های جامعه مدنی، و همکاری سازمان‌یافته ذینفعان- در سطوح ملی و محلی (ابزار 2-3) را نام برد.

موفقیت این قبیل ترتیبات مستلزم ارزیابی منابع و نیازهای کنونی آب، و روشن‌ساختن اولویت‌های بخش‌های آب و غیر آب است. مشارکت ذینفعان گوناگون غالباً می‌تواند منافع و نیازها (هم مرتبط با آب و هم غیر مرتبط با آن) را روشن‌تر سازد. ابزارهای برنامه‌ریزی فضایی مانند GIS (ابزار 3-2-1) و برنامه‌ریزی چشم‌انداز مشترک (ابزار 3-2-2) می‌تواند از این قبیل فرایندهای مشارکتی پشتیبانی نماید. در این زمینه، این ابزارها می‌توانند ارتباط‌دهنده مؤثر فرایندهای برنامه‌ریزی منطقه‌ای یا محلی مانند تغییر کاربری اراضی، مدیریت آبخیز، و دیگر پیشنهادهای توسعه باشند.

چند اصل کلیدی وجود دارد که یکپارچگی مؤثرتر آب را در سیاست‌های بخشی تقویت می‌کند:

  • شناخت نقش‌های گوناگون آب در بخش‌های مختلف اقتصادی، اجتماعی و محیط‌زیستی (و پیوند میان آنها)، و راه و رسم‌های مدیریت خوب آب که در بخش‌های مختلف بدان اولویت داده شده است (ابزار 3-5-4). فرایندهای برنامه‌ریزی توسعه باید برای تأثیرگذاری بخش آب، سازماندهی شوند و مدیران آن، مشارکت مدیران و حامیان آب را هموار سازند. مدیران و حامیان آب نیز باید نظام برنامه‌ریزی ملی توسعه، اولویت‌ها و نقاط ورود بالقوه خود را درک و شناسایی کنند.
  • پرورش فرهنگ یادگیری که در آن، داده‌های مرتبط با آب جمع‌آوری، تحلیل و در سطح گسترده در همه بخش‌های مرتبط با آب به اشتراک گذاشته می‌شود. فرهنگ یادگیری پیرامون آب، درک ما را از ارزش‌های گوناگونی که آب برای جوامع ما فراهم می‌سازد افزایش می‌دهد. این مهم نیازمند سرمایه‌گذاری، برای نمونه در سامانه‌های پایش و ارزیابی برای گردآوری اطلاعات مرتبط با آب با کیفیت بالا (ابزار 2-4) است. برای نمونه، برای کسب داده‌های اصلی هزینه و فایده به منظور اطمینان از دقت تحلیل بده‌‌بستان (ابزار 3-2).
  • ارتقای فهم و مفاهمه میان کنشگران بخش‌ها و سطوح مختلف و اطمینان از گنجاندن ملاحظات جنسیت در این فرایند. تعامل ذینفعان گوناگون در فرایند همگرایی درباره مجموعه‌ای از اهداف مشترک، و برای همه طرف‌‌ها برای مطلع‌بودن (و علاقه‌‌مند به) از فرایند برنامه‌ریزی ملی توسعه ضرورت دارد. این مهم می‌تواند با فراهم‌ساختن مجال گفت و گوی ذینفعان، اشتراک‌گذاری اطلاعات، ظرفیت‌سازی، و نقشه‌راه پایدار یکپارچه‌تگری در مدیریت منابع آب و دیگر فرایندهای ملی توسعه (ابزار 2-3؛ ابزار 2-4؛ ابزار 2-5 ابزار 3-6)، این مهم را تقویت می‌کند.
  • روشن‌ساختن نقش‌ها و مسئولیت‌ها از همان ابتدا برای اعتمادسازی، شفافیت و پاسخگویی. در پی‌ریزی ترتیبات یکپارچه‌سازی باید از چارچوب‌های موجود برای کاستن از دوباره‌کاری، ظرفیت‌سازی، و نهادینه‌کردن فرایند یکپارچه‌سازی استفاده شود. نهاد دولتی عالی‌تر که می‌تواند همکاری میان‌بخشی را سازماندهی کند، برای نمونه شورای عالی آب باید فرایند یکپارچه‌سازی را تقویت نماید. حامیان سیاسی قدرتمند یا بوروکرات‌های ارشد متعهد، می‌توانند به استقرار و پیشبرد ساز و کار هماهنگی کمک کنند.
  • اطمینان‌یافتن از پشتیبانی مالی و اداری با بسیج طیف گسترده‌تری از همیاران برای همکاری با دولت، از جمله بخش خصوصی. بنابراین، بودجه ملی توسعه باید جدا از بودجه دولتی باشد. ساز و کارها و مشوق‌های مالی (ابزار 3-4؛ ابزار 4-2) باید برای اولویت‌بندی بودجه در راستای دستیابی به اهداف مشترک تنظیم شوند.
  • انعطاف‌پذیری در فرایند برنامه‌ریزی توسعه ضروری است، زیرا توافقات میان طرف‌ها غالباً دشوار است (به ویژه در مورد منابع آب فرامرزی). هنگامی که زنجیره قوی اختیارات از تشکیلات محلی به ملی وجود داشته باشد که تبادل افقی را محدود می‌سازد، تقویت روابط میان‌بخشی در سطوح مختلف می‌تواند دشوار باشد. در این موارد می‌توان از ابزارهای مشارکتی نوآورانه (ابزار 3-2) و آگاهی‌بخشی (ابزار 3-5) استفاده کرد.

بعدی

سیاست‌های تغییر اقلیم

قبلی

طراحی سیاست ملی منابع آب

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمتهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *